معنی متروکات
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) ترکه. مرده ریگ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مأخوذ ازتازی، اثاث البیت، و هر چیز که پس از کسی باقی ماند خواه آنکس زنده باشد و یا مرده. ما ترک. || رخت و اسباب غیر لازم. (ناظم الاطباء). و رجوع به متروکه شود.
کلمات همقافیه با «متروکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر