معنی متدانی
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) همدیگر نزدیک. (آنندراج). نزدیک و پهلوی یکدیگر. (ناظم الاطباء). || کم و ضعیف شونده. (فرهنگ فارسی معین). - بحر متدانی؛ بحر متدارک. بحر متسق. رجوع به متدارک شود.
کلمات همقافیه با «متدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر