معنی متخیلة
5 بازدید
[ مُ تَ خَ یْ یَ لَ ] (ع ص) خیال کرده شده. (آنندراج) (غیاث). || (اِ) محل خیال که دماغ باشد. (آنندراج) (غیاث). و رجوع به تخیل شود.[ مُ تَ خَ یْ یِ لَ ] (ع ص) مُتَخایِلَة. ارض متخیلة و متخایلة؛ زمینی که گیاه و سبزی در آن برآمده گسترده شده باشد و گلهای آن شکفته باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به متخایل و متخایلة شود.
کلمات همقافیه با «متخیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر