معنی متخلف
6 بازدید
[ مُ تَ خَ لْ لِ ] (ع ص) سپس مانده. (آنندراج). پس مانده و عقب مانده. (ناظم الاطباء). || عهدشکننده. || مقابل و مخالف. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || خلاف کننده. خلاف کار. و رجوع به تخلف شود.
کلمات همقافیه با «متخلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر