معنی متحیروار
5 بازدید
[ مُ تَ حَ یْ یِ ] (ق مرکب) حیران. آشفته. سرگردان : متحیروار بخانه درآمد. (سندبادنامه ص ۱۰۸). و رجوع به ترکیب «متحیرکردار» ذیل مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «متحیروار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر