معنی متحکر
5 بازدید
[ مُ تَ حَ کْ کِ ] (ع ص) کسی که غله را گردآورده نگاه دارد تا به گرانی فروشد. (ناظم الاطباء). محتکر.
کلمات همقافیه با «متحکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر