معنی متحقق

معنی متحقق

6 بازدید
[ مُ تَ حَ قْ قِ ] (ع ص) صحیح و درست کنندهٔ خبر. (آنندراج). راست و صحیح و یقین و بی شک. (ناظم الاطباء). || تحقیق شده و ثابت شده و یقین و راست و درست و بی شبهه. (ناظم الاطباء). || درست شونده. || هست شونده. (فرهنگ فارسی معین). || تحقیق کننده. (ناظم الاطباء). - متحقق به حق؛ کسی است که مشاهده کند حق را در هرامر متعینی بدون تعین بدان. (فرهنگ مصطلحات عرفا ص ۳۴۴). نزد صوفیه محققی که مشاهدهٔ حق فرماید در هر متعینی بی تعیین آن متعین زیرا که اللََّه تعالی اگر چه مشهود است در هر مقیدی به اسمی یا صفتی یا اعتباری یا تعینی یا حیثیتی منحصر و مقید نیست در اینها لاجرم مطلق مقید باشد و مقید مطلق و منزه بود از تقیید و لا تقییدو اطلاق و لااطلاق. (از کشاف اصطلاحات الفنون). - متحقق به حق و خلق؛ کسی که ببیند هر مطلقی را در وجود واحد احدیت که حق را در خلق بیند و خلق را در حق. (فرهنگ مصطلحات عرفا سیدجعفر سجادی). آن که هر مطلق در وجود را وجهی به تقیید و هر مقیدی را وجهی به اطلاق بیند. آن که همهٔ وجود را حقیقتی واحد بیند که از جهتی مطلق و از جهتی مقید است. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به تحقق شود.
[ مُ تَ حَ قْ قَ ] (ع ص) خبر درست و صحیح. (آنندراج). درست و راست و صحیح و یقین و بی شک. (ناظم الاطباء). و رجوع به تحقق شود.

کلمات هم‌قافیه با «متحقق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید