معنی متحنط
5 بازدید
[ مُ تَ حَ نْ نِ ] (ع ص) مرده ای که خوشبوی شده باشد به حنوط و حنوط بوی خوشی است برای مردگان. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دفن شدهٔ با حنوط و گیاههای خوشبو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متحنط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نط» برای سرودن شعر