معنی متحرکه
5 بازدید
[ مُ تَ حَ رْ رِ کَ / کِ ] (ع ص) مؤنث متحرک. ج، متحرکات : هر بیت را دو نیمه باشد که در متحرکات و سواکن بهم نزدیک باشند. (المعجم چ دانشگاه ص ۲۷). || مأخوذ ازتازی؛ جنباننده و حرکت دهنده. (ناظم الاطباء). - قوای متحرکه؛ قوه هائی که حرکت میدهند و حرکت وارد می کنند و می جنبانند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متحرکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر