معنی متحرک
3 بازدید
[ مُ تَ حَ رْ رِ ] (ع ص) جنبنده. (آنندراج). مأخوذ ازتازی، کسی و یا چیزی که بجنبد و در حالت حرکت باشد و جنبان و حرکت کنان و جنبنده و حرکت کرده. (ناظم الاطباء). حرکت کننده و جنبنده :
کلمات همقافیه با «متحرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر