معنی متجلل
4 بازدید
[ مُ تَ جَ لْ لَ ] (ع ص) پوشیده و ملبس. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون) (از اشتینگاس). || تعظیم کرده شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تجلل شود.[ مُ تَ جَ لْ لِ ] (ع ص) برآینده بر کسی. (آنندراج). غالب شده و بلندتر برآینده در جاه و منزلت. (ناظم الاطباء) || آن که معظم چیزی گیرد. (آنندراج). آن که بگیرد بهترین و بزرگترین جاه و جلال را. (ناظم الاطباء). || بر اسب نشانده شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تجلل شود.
کلمات همقافیه با «متجلل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر