معنی متجعر
6 بازدید
[ مُ تَ جَ عْ عِ ] (ع ص) آن که بر میان بندد رسن جعار را و جعار رسنی است که آبکش یک سر آن به میخ استوار کرده سر دیگر را بر میان خود بندد در وقت فرو شدن در چاه. (آنندراج). آبکشی که وقت فرو شدن در چاه یک سر طناب را به میان خود می بندد و سر دیگر را به میخ. (ناظم الاطباء). و رجوع به تجعر شود.
کلمات همقافیه با «متجعر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عر» برای سرودن شعر