معنی متجعجع
6 بازدید
[ مُ تَ جَ جِ ] (ع ص) خود را بر زمین زننده از دردی که رسیده باشد. (آنندراج). آن که خود را به زمین زند از درد و المی که به وی رسیده است. (ناظم الاطباء). و رجوع به تجعجع شود.
کلمات همقافیه با «متجعجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر