معنی متجرة
3 بازدید
[ مَ جَ رَ ] (ع ص، اِ) (از «ت ج ر») سوداجای، یقال ارض متجرة. (منتهی الارب) (از محیطالمحیط) (از معجم متن اللغة). جائی که در آن سوداگری می کنند و از آن مال التجاره بیرون می برند. (ناظم الاطباء). جای بازرگانی. محل تجارت. تجارتخانه. ج، متاجر.
کلمات همقافیه با «متجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر