معنی متجدد
5 بازدید
[ مُ تَ جَ دْ دِ ] (ع ص) نو گردیده. (آنندراج). نو و تجدید شده و تازه. (ناظم الاطباء). نو گردنده : به مکان او فضایل اسلاف و شرف اجداد متجدد گشته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۶۲). || آن که تابع رسوم و آداب جدید باشد. مقابل مرتجع. و رجوع به تجدد شود. || پستان خشک و بی شیر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متجدد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دد» برای سرودن شعر