معنی متتایع
5 بازدید
[ مُ تَ یِ ] (ع ص) ستیهنده و خودرای و بر روی درافتنده در بدی. (آنندراج) (از منتهی الارب). کسی که درپیچد به بدی و خودرأیی در آن کند. (ناظم الاطباء). || سرعت نماینده. (آنندراج) (از منتهی الارب). آن که بستیهد و عجله کند در هر کاری. (ناظم الاطباء). || بادی که تاراند مر گیاه را. (آنندراج) (از منتهی الارب). بادی که پراکنده کند گرد و خاک را و ببرد گیاه خشک را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || آمادهٔ فتنه و ستیزه جو و خودرای. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || آن که خویشتن را بیندازد مانند مستان. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || شتری که در رفتن کتفهای خود را بجنباند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از فرهنگ جانسون). || شتاب پی در پی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || کارهای مضطرب و آشفته. (ناظم الاطباء). || کسی که بر خلاف مردمان کار کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تتایع شود.
کلمات همقافیه با «متتایع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر