معنی متبل
5 بازدید
[ مُ بَ ] (ع ص) لذیذشده به واسطهٔ توابل و دیگ افزار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ مُ بِ ] (ع ص) دوستی که تباه کند و بیمار سازد دل کسی را. (آنندراج). کسی و یا چیزی که تباه می کند دوستی را. (ناظم الاطباء). نعت است از اتبال. (منتهی الارب). || هر آنچه ضعیف می کند و بیمار می نماید و آزرده می کند. (ناظم الاطباء). || کسی که توابل و دیگ افزار در دیگ می ریزد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر