معنی متبدع
4 بازدید
[ مُ تَ بَ دْ دِ ] (ع ص) نو بیرون آورنده و مبتدع. (آنندراج). مخترع. مصنف. مخترع. بدعت گذارنده. (ناظم الاطباء). || افسانه گو. (ناظم الاطباء). و رجوع به مبتدع و تبدع شود.
کلمات همقافیه با «متبدع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دع» برای سرودن شعر