معنی متباعد
6 بازدید
[ مُ تَ عِ ] (ع ص) دور. (آنندراج). دور و بعید. (ناظم الاطباء). مؤنث آن متباعدة: و حرکات متقاربه و متباعده و مراتب اوتار و مدارج و تراکیب اوزان و الحان نشان کرد. (سندبادنامه. ص ۶۵). || غایب و غیر حاضر. (ناظم الاطباء). و رجوع به تباعد شود.
کلمات همقافیه با «متباعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر