معنی متاخمه
6 بازدید
[ مُ خَ مَ ] (ع مص) متصل شدن حدود زمین با یکدیگر. (منتهی الارب) (آنندراج). ارضنا تتاخم ارضکم متاخمة؛ حد زمین ما متصل است به زمین شما. (از ناظم الاطباء). بلاد عمان تتاخم بلاد الشجر و بلادنا متاخمة لبلادهم. (اقرب الموارد). و رجوع به متاخم شود.
کلمات همقافیه با «متاخمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر