معنی مبهمات

معنی مبهمات

6 بازدید
[ مُ هَ ] (ع ص، اِ) معضلات سخت. (از ذیل اقرب الموارد). کارهای دشوار. امور پیچیده و مشکل. || (اصطلاح دستور زبان) کلماتی را گویند که کسی یا چیزی را بطور ابهام و پوشیده نشان دهد. مانند: هر، کس، اند، فلان، بهمان. دستورهای متداول فارسی کنایات را بخشی از مبهمات دانند. مبهمات کلماتی را گویند که جانشین اسم شوند و حالات اسم بر آنها جاری خواهد بود. مبهمات مشهور عبارتند از: هر کس: همی گفت و هر کس که لهراسب شاه... فردوسی. هر که: هر که ناموخت از گذشت روزگار.رودکی. هر یک: روی هر یک چون دو هفته گرد ماه.رودکی. هیچکس: هیچکس را مباش عاشق غاش.رودکی. همه: چون کلاژه همه دزدند و رباینده چو خاد... معروفی. یکی: یکی بندهٔ خویش پنداشتش.سعدی. کس: گذشتیم بر خاک بسیار کس.سعدی. این و آن : یک روز صرف بستن دل شد به این و آن روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت. کلیم. علاوه بر اینها «اند»، «دیگری»، «هیچ»، «چند»، «یکچند»، «فلان»، «بهمان»، «یکدیگر» و جز اینها از مبهمات می باشند.

کلمات هم‌قافیه با «مبهمات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید