معنی مبرنشق
7 بازدید
[ مُ رَ شِ ] (ع ص) (از «ب رش ق») شادمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). شاد. شادان. شادمان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ابرنشاق شود.
کلمات همقافیه با «مبرنشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر