معنی مبردات
5 بازدید
[ مُ بَ رْ رِ ] (ع ص، اِ) سرد کنندگان. (غیاث) (آنندراج). جِ مبرد. ادویهٔ سرد که به مزاج سردی بخشد. (غیاث) (آنندراج). چیزهایی سرد که بدن را خنک کند و حرارت را فرونشاند. (ناظم الاطباء). غذاها و دواها که طبع و مزاج را سردی بخشد و حرارت بنشاند. (یادداشت دهخدا).
کلمات همقافیه با «مبردات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر