معنی مبدع تبریزی

معنی مبدع تبریزی

7 بازدید
[ مُ دِ عِ تَ ] (اِخ) مدتی در اصفهان زرکشی و نخ کوبی میکرد چندین سال قبل از این به هند رفته خبری از او نیامد. شعرش این است: کرده ام غرقه به خون چشم گهرافشان را رشتهٔ گوهر دل ساخته ام مژگان را. * میطپد دل دربرم دلبر نمیدانم چه شد انتظارم کشت آن کافر نمیدانم چه شد دوش سر زد ناله ای همت بلندی از دلم نه فلک را سوخت بالاتر نمیدانم چه شد. * دم آبی است نصیب از دم تیغت لیکن داغ کم ظرفی قسمت جگرم می سوزد. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۹۲).

کلمات هم‌قافیه با «مبدع تبریزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید