معنی مباهی
4 بازدید
[ مُ ] (ع ص) مباهات کننده و فخرکننده و نازکننده. (ناظم الاطباء). فخرکننده و نازنماینده. (آنندراج). نازکننده و فخرکننده. مفتخر. سربلند. سرفراز. سرافراز. نازنده. فاخر. بالنده. آنکه تفاخر کند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مغرور و خودستاینده. || سرافراز کرده شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مباهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر