معنی مباضعت
4 بازدید
[ مُ ضَ عَ ] (ع مص، اِمص) (از مباضعة عربی) غِشیان. همخوابگی. آرمیدن با زن. جماع. مباعلت. مواقعه. وقاع. مقاربت. ملامسه. مماسه. مجامعت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و بلفظ فعل از آن است که در باب مباشرت و مباضعت مضاف با مرد است. (کشف الاسرار). و رجوع به مباضعة شود.
کلمات همقافیه با «مباضعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر