معنی مباضعة
4 بازدید
[ مُ ضَ عَ ] (ع مص) جماع کردن. (تاج المصادر بیهقی). بضاع. با کسی جماع کردن. (المصادر زوزنی). جماع نمودن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). جماع کردن. (منتهی الارب). مباشرت. آرامش با زنان. صحبت. مواقعة. وقاع. مجامعت. جماع. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مباضعت شود.
کلمات همقافیه با «مباضعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر