معنی مبارزت
5 بازدید
[ مُ رَ / رِ زَ ] (از ع، اِمص) جنگ و کارزار. (غیاث). رزم و جنگ و نبرد. (ناظم الاطباء): چون جنگ قائم شد... فور،اسکندر را به مبارزت خواست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۹۰). کمات جنود... در مبارزت آمدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۹۳). - مبارزت کردن؛ رزم کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبارزت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زت» برای سرودن شعر