معنی مباح کردن
5 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) اِباحة. (تاج المصادر بیهقی). حلال کردن. (فرهنگ فارسی معین): به آنچه اللََّه تعالی وی را مباح کرده بود از زنان. (کشف الاسرار، از فرهنگ فارسی معین). من هم اول روز دانستم که عشق خون مباح و خانه یغما میکند. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۴۴۷).
کلمات همقافیه با «مباح کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر