معنی مایل آمدن
5 بازدید
[ یِ مَ دَ ] (مص مرکب) گراییدن. رغبت کردن. راغب شدن. || خمیدن. خمیده شدن. کج شدن. انحناء یافتن : تن را به هرچه دادی، انجام کارت آن است دیوار افتد آخر سویی که مایل آمد. شیخ العارفین (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مایل آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر