معنی ماکی قزوینی

معنی ماکی قزوینی

6 بازدید
[ یِ قَ زْ ] (اِخ) قاضی عثمان... مداح خواجه فخرالدین مستوفی عم زادهٔ حمداللََّه مستوفی بوده و کتابی موسوم به رضی نامه بالغ بر پنج هزار بیت در هجو پسر عموی خود قاضی رضی الدین داشته است. از اوست: صبحدمی که از گلت برفکنی کلاله را چشم و رخت خجل کند نرگس مست و لاله را گر ز خیال چهره ات عکس فتد به جام می مستی چشم مست تو مست کند پیاله را حور ندیده ای ببین صورت خود در آینه خرمن مشک بایدت بازگشا کلاله را حور ز خوان وصل تو چاشنیی اگر چشد تحفه به قدسیان برد از لب تو نواله را... هست «نظام» آن تو، بندهٔ توبه جان تو قاضی عاشقان تو کرد سجل قباله را. (از تاریخ گزیده چ عبدالحسین نوایی صص ۷۴۱-۷۴۲).

کلمات هم‌قافیه با «ماکی قزوینی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید