معنی ماچیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) بوسه زدن. (ناظم الاطباء). بوسیدن : فوقیا! می ماچمت لبها که غیر از تو اگر در مزخرف نشأة صاف حقیقت داده اند. فوقی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ماچیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر