معنی ماوراء
24 بازدید
[ وَ ] (ع اِ مرکب) ماورا. رجوع به ماورا شود. - ماوراءالطبیعه ؛ چون ارسطو پس از تدوین علوم طبیعی بدین کتاب پرداخت از این روی آن را مابعد طبیعت نام داد. و از این لحاظ نیز که این کتاب نمونهٔ کامل از تحقیقات فلسفی است و بحث در آن از مجردات و نظریات است هم نام علم ماوراءالطبیعه بدو داده شده است. علم اعلی. الهیات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مابعدالطبیعه و متافیزیک شود. - ماوراءالنهر؛ ورازرود. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مرکب از «ماوراء» و «النهر» یعنی آنچه بدان سوی رود است. ورزرود. افراژآب. (یادداشت ایضاً). و رجوع به ماوراء النهر (اِخ) شود. - ماوراء بحار؛ آنسوی دریاها و این کلمه به سرزمینهائی اطلاق می شود که در آن سوی اقیانوس اطلس و دریاها پراکنده می باشند. - ماوراء بنفش ؛ رجوع به «اشعهٔ ماوراء بنفش» شود. - ماوراء قرمز؛ رجوع به «اشعهٔ ماوراء قرمز» شود.
کلمات همقافیه با «ماوراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر