معنی ماهیگیری
5 بازدید
(حامص مرکب) شغل و عمل ماهی گیر. دامیاری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - تور ماهی گیری؛ دامی است مشبک که ماهیگیران بدان ماهی شکار کنند. - قایق ماهی گیری؛ قایقی که ماهی گیران در آن نشینند و در دریا صید ماهی کنند. - قلاب ماهی گیری؛ آهنی باریک و خمیده و نوک تیز بشکل پیکان که به ریسمانی پیوندند و انتهای ریسمان را به میله یا چوبی بلند و نازک متصل سازند و بر نوک قلاب طعمه ای از حشرات یا جز آنها آویزند و در آب اندازند صید ماهی را. و رجوع به قلاب شود.
کلمات همقافیه با «ماهیگیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر