معنی ماهیگیر
5 بازدید
(نف مرکب) صیاد ماهی. (ناظم الاطباء). دامیار. سماک. عَرَکیّ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ماهی گیرنده و معرب آن ماهیجیر: چون سلیمان نبود ماهی گیر خاتم آورد باز دست آخر.خاقانی. || (اِ مرکب) به معنی ماهیخوار. (آنندراج). مرغ ماهیخوار. رجوع به ماهیخوار شود. || سگ آبی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماهیگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر