معنی ماهور
7 بازدید
(اِخ) دهی از دهستان عقیلی است که در شهرستان شوشتر واقع است و ۳۰۰ تن سکنه دارد که از طایفهٔ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِ) تپه های مسلسلی که در دامنهٔ کوه پدید باشد. (ناظم الاطباء). هریک از تپه های پیوسته که در دامنهٔ کوه پدید باشد. حصهٔ پیش آمدهٔ کوه. (فرهنگ فارسی معین). || گل ماهور. (فرهنگ فارسی معین). خرگوشک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نام شعبه ای است از موسیقی. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نام یکی از دو شعبهٔ «نوا» است و شعبهٔ دیگر «نوروز خارا» است. (فرهنگ نظام). شعبهٔ نهم از ۲۴ شعبهٔ موسیقی قدیم. (فرهنگ فارسی معین). در آن دو قول بوده است. بعضی آن را پنج نغمه دانسته اند و بعضی هشت، و گفته اند که مرکب است از گردانیا و عشاق که گردانیا مقدم باشد. آنان که ماهور را پنج نغمه دانسته اند گردانیا و عشاق را در یک بعد ذوالخمس مندرج داشته اند... و آنان که ماهور را هشت نغمه دانسته اند گردانیا و عشاق را در یک بعد ذوالکل مندرج گردانیده اند، ذوالاربع نغمات عشاق را با ذوالخمس گردانیا ترکیب کرده اند... (مجمع الدوار، نوبت دوم ص ۲۶ و ۲۷). و رجوع به تاریخ موسیقی روح اللََّه خالقی و مجمع الادوار نوبت سوم صص ۸۳-۸۸ شود. - ماهور صغیر؛ گوشه ای است از دستگاه ماهور. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ماهور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر