معنی مانده گردانیدن
5 بازدید
[ دَ / دِ گَ دَ ] (مص مرکب) خسته کردن (به معنی متداول امروز). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فرسوده کردن: تلغب؛ مانده گردانیدن. (منتهی الارب). و رجوع به مانده گردیدن شود.
کلمات همقافیه با «مانده گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر