معنی مالون
5 بازدید
(ع ص، اِ) جِ مال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مال شود.(اِخ) از طسوج لنجرود است. (تاریخ قم ص ۱۱۳).(اِخ) یکی از شش دیهی بود که «عرب اشعریان» سر او مقامها ساختند و منزل گرفتند و آن شش دیه عبارت از ممجان و مالون و قزدان و سکن و جمرو کمیدان بود. (از تاریخ قم ص ۳۲). و رجوع به کمیدان شود.
کلمات همقافیه با «مالون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر