معنی مالامال

معنی مالامال

5 بازدید
(ص مرکب) بسیار و کثیر. (غیاث) (آنندراج). فراوان. || پر باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۲۱). پر و مملو. (غیاث) (آنندراج). ظرفی باشد که پر چیزی کرده باشند از روغن و غیر آن. (فرهنگ اوبهی). پر و انباشته. انباشتهٔ تا لب و لبالب. (ناظم الاطباء). نیک پر. لب ریز. مملو. ممتلی. لبالب. لب بلب. سرشار. لمالم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): تهی نکرده بدم جام می هنوز از می که کرده بودم از خون دیده مالامال. زینبی (یادداشت ایضاً). هنوز جام پر از می نگشته بود که گشت زخون دیدهٔ من جام باده مالامال. خسروانی (از فرهنگ اوبهی). هرکجا رزمگه تو بود از دشمن تو میل تا میل بود دشت ز خون مالامال. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۲۱۴). ترک مه دیدار دار و زلف عنبر بوی، بوی جام مالامال گیر و تحفهٔ بستان ستان. فرخی. بید را سایه ایست میلامیل جوی را دیده ایست مالامال.ابوالفرج رونی. قرآن و اخبار از فضایل و مناقب ایشان مالامال است. (کتاب النقض ص ۱۱۷). روی دشت کارزار از خون خلق دشمنت همچو جیحون در بهاران سیل مالامال باد. سوزنی. صبح بنمود در آفاق جمال خیز پرکن قدحی مالامال. ؟ (از سندبادنامه ص ۲۴۲). و ساکنان شادیاخ را کؤوس طعن و ضرب مالامال چشانید. (جهانگشای جوینی). و چون ساقی قضا کاسات صبر طعم مرالمذاق غموم بر عموم مالامال متواتر و متوالی گردانیده بود. (جهانگشای جوینی). طاقت شیشهٔ آب زلال مالامال محبت نیارد. (مجالس سعدی). ملک معمور و گنج مالامال برکشد تخت را به گردون یال.اوحدی. سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی. حافظ. عرصهٔ بزمگاه خالی ماند از حریفان و جام مالامال.حافظ. برکنار جویبارش کان بود انهار خلد جام مالامال بر کف ساقیان نازنین.امیدی. اما خمخانه های شاه زادگان سعادت انتما میرزا محمد جوکی و... از شراب ناب مالامال است. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۱۷). و رجوع به ماله و مال (ص) شود.

کلمات هم‌قافیه با «مالامال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید