معنی مافارقین
6 بازدید
[ رِ ] (اِخ) نام ولایتی است. (آنندراج) (غیاث). میافارقین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): کوس فیروزی چنان کوبد به صحرای حلب کاوفتد آواز او در آمد و مافارقین. امیرمعزی. سالار پیر کرده به مافارقین سفر سالار شام نیز ورا در ضمان شده. خاقانی. و رجوع به میافارقین شود.
کلمات همقافیه با «مافارقین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر