معنی مافات
6 بازدید
(ع اِ مرکب) آنچه فوت شده. (آنندراج) (غیاث). کلمهٔ فعل مأخوذ از تازی، آنچه گذشته است. (ناظم الاطباء). - تدارک مافات. رجوع به ترکیب بعد شود. - تلافی مافات؛ تدارک مافات. جبران آنچه فوت شده. دریافتن آنچه گذشته : و همت را بر طریقی موصل به تدارک و تلافی مافات مصروف داشتی. (ترجمهٔ محاسن اصفهان). - جبران مافات؛ تلافی مافات. و رجوع به ترکیب های قبل شود.
کلمات همقافیه با «مافات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر