معنی مازنین
5 بازدید
(اِخ) نام مردی است که حصار سنگویه کرده است در هندوستان و ستونهایش هریک یک پاره است و هر ستون به هزار مرد بر نتوان و به دو کس کرده اند مردی و زنی. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۴۰۴). نام مردی است که عمارت سنگویه را در هندوستان به همراهی زنی مازینه نام ساخت. (برهان). نام مردی بوده که حصار سنگویه را او و زن او مازینه در هندوستان ساخته اند و ستونهایش یک پاره است. (آنندراج): به هندوستان نام آن هر دو تن بود مازنین مرد و مازینه زن. اسدی (بنقل لغت فرس چ اقبال ص ۴۰۴).
کلمات همقافیه با «مازنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر