معنی مازندرانی

معنی مازندرانی

8 بازدید
[ زَ دَ ] (ص نسبی) منسوب به مازندران. و رجوع به مازندران شود. || از مردم مازندران.
[ زَ دَ ] (اِخ) حاج شیخ عبداللََّه بن آقا شیخ نصیربن آقا شیخ محمدبن آقا شیخ محمود مجتهد آزاده و آزادیخواه و مرجع تقلید شیعیان ایران و عراق و هند در اوان مشروطیت بود. در قریهٔ طالش محلهٔ دیوشل متولد شد و تحصیلات مقدماتی را در محضر آقاشیخ جعفر دیوشلی (برادر بزرگش) فرا گرفت. آنگاه به معیت دو برادرش آقا شیخ علی و آقا شیخ محمود (شمس العلماء هندوستان) به رشت رفت و پس از مدتی تحصیل از آنجا به مازندران عزیمت نمود و از شاگردان مبرز حاجی اشرفی بشمار آمد و در آنجا به درجهٔ اجتهاد رسید. سپس به نجف رفت و مدت دو سال در محضر درس شیخ مرتضی انصاری و بعد در محضر درس آقا سید حسن کوه کمری (معروف به ترک) و در اواخر کار با آنکه خود درس خارج داشت، در محضر درس آقا میرزا حبیب اللََّه رشتی بعنوان تیمن و تبرک حاضر می شد. در سالهای ۱۳۲۴-۱۳۲۹ حاج شیخ مازندرانی و مرحوم ملاکاظم خراسانی مشترکاً مسائل مهم ایران و هند و عراق را حل وفصل می نمودند و غالب فتاوی و تلگرافها را هر دو نفر امضاء می کردند. از این روی در تمام مبارزاتی که مردم بضد محمد علیشاه و دیگر مستبدان معمول می داشتند مرحوم مازندرانی و آخوند خراسانی از آزادی خواهان حمایت می کردند و مردم را به مقاومت در برابر آنان تحریض و تشویق می نمودند از آنجمله تشویق مردم به پایداری در مقابل تشکیل نیروی جنوب بدست انگلیسها و تحریم کالای روس و فتوای جهاد بر ضد دولت روس است که به ایران اولتیماتوم داده و نیروی نظامیش در خاک ایران به پیشروی پرداخته بود. در ذی حجه ۱۳۲۹ مجاهدان به عزم جهاد از نجف بیرون می آیند، پیشوای مجاهدان به علت بیماری مرحوم مازندرانی، مرحوم ملاکاظم خراسانی بود ولی او در مسجد سهله به سکته درمی گذرد و چون مرحوم مازندرانی گرفتار بیماری سل ریوی بود حرکت مجاهدان به تأخیر می افتد. آخرالامر در یازدهم دیماه ۱۲۹۰ هجری شمسی مجاهدان به پیشوایی حاج شیخ عبداللََّه مازندرانی بطرف کاظمین حرکت می کنند (مرحوم حاج شیخ را با تخت روان حرکت می دادند) و روسها چون چنین دیدند از ایران عقب نشینی کرده و قضیه منتفی می گردد. حاج شیخ در سال ۱۳۳۰ هق. در نجف درگذشت و در این سال در حدود هشتاد سال از عمرش می گذشت و او را در مقبرهٔ شیخ جعفر شوشتری بخاک سپردند. او راست: رسالهٔ عملیهٔ اهبة العباد فی یوم المعاد، آداب الحج، شرح رهن شرایع، شرح تجارة، کتاب الطلاق. و رجوع به تاریخ مشروطیت کسروی و انقلاب مشروطیت ایران ملک زاده و مجلهٔ یادگار سال پنجم شمارهٔ ۸ و ۹ و تاریخ هیجده سالهٔ آذربایجان و ریحانة الادب و الذریعه شود.
[ زَ دَ ] (اِخ) زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی از علمای بزرگ شیعه در اوایل قرن چهاردهم هجری و از شاگردان صاحب جواهر و صاحب ضوابط و سعید العلمای مازندرانی است. مرجع تقلید جمعی کثیر از شیعیان هند و عراق و ایران بوده است. از آثار اوست: ۱- ذخیرة المعاد به فارسی که جمعی بدان حواشی نوشته اند. ۲- زینة العباد به عربی و فارسی که در بمبئی چاپ شده. ۳- مناسک الحج و جز اینها. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۲۳).
[ زَ دَ ] (اِخ) محمد صالح بن ملااحمد سروی معروف به ملاصالح از علمای معروف شیعه و شاگرد ملامحمد تقی مجلسی و نیز از شاگردان شیخ بهایی و ملاعبداللََّه شوشتری است. وی به سال ۱۰۸۰ یا ۱۰۸۱ و یا ۱۰۸۲ در اصفهان درگذشت و در مقبرهٔ مجلسی دفن گردید او راست: ۱- حاشیهٔ شرح لمعه. ۲-حاشیهٔ شرح مختصر الاصول عضدی. ۳- شرح اصول کافی که بهترین شرح این کتاب است و در آن اعتراضاتی بر ملاصدرا دارد. ۴- شرح من لایحضره الفقیه و آثاری دیگر. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۲۴).
[ زَ دَ ] (اِخ) هادی فرزند ملاصالح از علمای شیعه و ادیبی فقیه بوده است. وی به سال ۱۱۲۰ درگذشت و در اصفهان در کنار قبر پدر مدفون گردید. او راست: ۱- ترجمهٔ فارسی قرآن با شأن نزول. ۲- حاشیهٔ تفسیر بیضاوی به فارسی. ۳- الحدود و الدیات به فارسی. ۴- شرح شافیهٔابن حاجب و آثاری دیگر. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۲۵).

کلمات هم‌قافیه با «مازندرانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید