معنی مارق
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) آن تیر که از نشانه بگذرد و بیفتد. (مهذب الاسماء). بیرون گذرنده از نشانه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مرتد و خارج شده از دین. ج، مارقون، مُرّاق. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بیرون شده از دین و سنت. ج، مارقین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). از دین بیرون رونده و گمراه. (غیاث) (آنندراج). || ایضاً بمعنی عالم نافذ در هر چیز که کژ نرود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مارق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر