معنی مارسان
4 بازدید
[ رِ ] (اِ مرکب) بمعنی مارستان است که بیمارستان و دارالشفا باشد. (برهان) (آنندراج). رجوع به مارستان و بیمارستان شود.(ص مرکب) به شکل مار. به اندام مار: بند دم کژدم فلک را زان نیزهٔ مارسان گشاید.خاقانی. - مارسانان؛ اوفیوریدها. یکی از پنج ردهٔ خارپوستان که دریازی بوده و ساختمان داخلی بدن آنها کاملاً شبیه ستارگان دریایی است با این تفاوت که بدن مارسانان ستاره ای ولی صفحهٔ مرکزی از پا کاملاً جداست، بازوها نازک و هیچیک از ملحقات دستگاه گوارش و تناسلی در آنجا دیده نمیشود... بازوها حرکات موجی شبیه دم مار در سطح افقی و در جهات مختلف انجام میدهند و اسم این رده بهمین علت انتخاب گردیده است. و رجوع به جانورشناسی عمومی ج ۱ ص ۲۴۵ و ۲۶۱ شود.
کلمات همقافیه با «مارسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر