معنی ماردیده
5 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) که مار را دیده و از آن ترسیده است. که از مار ترسد: ترسم ز رسن که ماردیده ام چه مار که اژدها گزیده ام.نظامی. - امثال: ماردیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.
کلمات همقافیه با «ماردیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر