معنی مارافسایی
4 بازدید
[ اَ ] (حامص مرکب) عمل مارافسای. افسون کردن مار. مطیع کردن مار. مارگیری : به مارافسایی آن طره و دوش به چنبربازی آن حلقه و گوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «مارافسایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر