معنی مات زدن
5 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) مات شدن و ساکن ماندن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). حیران شدن. سرگشته شدن. رجوع به مات و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «مات زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر