معنی مؤمنین
4 بازدید
[ مُ ءْ مِ ] (ع ص، اِ) جِ مؤمن (در حالت نصبی و جری). مردم دیندار. اهل ایمان. (از یادداشت مؤلف): در دعای مؤمنین و مؤمناتی زآنکه هست زیر بارت گردن هر مؤمن و هر مؤمنه. منوچهری. جمیع مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را توفیق راه راست کرامت فرمای. (قابوسنامه ص ۳). بل کافهٔ مؤمنین از سپاهی و رعیت از آن بهره ور گشته. (عالم آرای عباسی ص ۲۰۷). - امیرالمؤمنین؛ از القاب خلفا. (ناظم الاطباء). لقبی که اهل سنت به خلفا دهند. (از یادداشت مؤلف). - || لقب خاص حضرت علی بن ابیطالب در عرف شیعه. (از یادداشت مؤلف). رجوع به علی شود.
کلمات همقافیه با «مؤمنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر