معنی مؤمنه
5 بازدید
[ مُ ءْ مِ نَ / نِ ] (از ع، ص) مؤمنة. زن گرویده به خدای تعالی. (یادداشت مؤلف). زنی که به خدای و رسول ایمان آورده باشد: در دعای مؤمنین و مؤمناتی زآنکه هست زیر بارت گردن هر مؤمن و هر مؤمنه. منوچهری. تا دامن قیامت از توالد و تناسل ایشان مؤمن و مؤمنه می زاید. (کلیله و دمنه). بود آن زن پاکدین و مؤمنه سجدهٔ آن بت نکرد آن موقنه.مولوی. و رجوع به مؤمن شود.
کلمات همقافیه با «مؤمنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر